غرفه­ی آخر- می 2006

 

انگار مثل همیشه

محمود معتقدی

برای آن كه به صدای آزادی وصلح می­اندیشد

انگار مثل هميشه

 

زبان دريا و

پنجره­ای بر ایوان صلح

و روزی دیگر

تا کناره­های آبی این جهان

نگاه می­کنم

 

بازمانده تصویری از

بلندی­های آزادی و

 انسان و

نام كمی عشق

 

بشارتا

 

كه این هر سه را

 چه كسی

از یاد می برد

دستمایه حافظه­ای تلخ

نامی  بر این هیاهوی ظلمت

كافی­ست

تا از تو

آشوب عشقی

این چنین

عاشقانه

برخیزد

 

اینجا

جز به جوخه­های خیال

راهی و

گامی به خاطره­های مرگ

گشوده نمی­ماند

 

آه

شاید تو هنوز

در گلوی این میدان

آواز گمشده­ای داری

دیگر

این برادران خاكستر و

باد

به هراس آینه­ای تنگ

در رواق چشم­های تو 

چه كاهلانه

به كمین ایستاده­اند

 

ما

بر این روزگار شب­زده

از سقوط كدام رنگین كمان

پر و خالی می شویم

 

جز پرواز كبوتر و

لحظه­های باران

با ما

روایت جنگی

در میانه نیست

 

ما

بی­گمان

زیباتر از خاموشی و

روشن­تر از نگاه هر برگی

تنها

به حس عقوبتی دشوار

تا شانه­های آن نسیم

به سرزمین  سرخ درختان

چه باز و باز می­آییم

 

ما

از کوچه­های اردیبهشت

تا به مرزهای جنون تو

پا می­نهیم

 

باری

روح جهان

بر لبان ما

به سرشتی

ایستاده می­­خواند

انگار

مثل همیشه

 

محمود معتقدی

دوازدهم اردیبهشت85

 

بالای صفحه

© 2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/01/2006 .