غرفهی آخر- فوریه 2008
چهار شعر تازه از
کوروش همهخانی
1
بر پیراهنت
دست میکشم
نبض تو میزند
پس کجایی
نمیبینمت
یادم میآید
شعر میسرودم
که تو رفتی
و همین بهانهات بود
روزی دوباره باز خواهی گشت
بیبهانه شعر مرا خواهی خواند
و بر پیراهنم دست خواهی کشید
نبض من خواهد زد
اما مرا نخواهی دید
2
خبرناک میشوی
وقتی میبینی
باد
طرح پیراهنش را
تا پشت ابرها برده است
پیراهنی که هنوز
صدای شکستن استخوانهایش
شنیده میشود
زخم هزار ترکه را به یاد میآورد
جای خالیی چند کلمه بر سینهاش
پرهای پرنده را
پیراهنی که بیتن
با صدای باران
جان تازه میگیرد
همین روزها
خبرناک میشوی
3
باغی در چشمت
منقاری سبز
در صدای من
4
تا آن جا
با تو سخن بگویم
که هیچ نگویی
تا هر لحظه
سخنی تازه بگویی
|
|
| © 2005-2008 by Maliheh Tirehgol. |
| To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com |
| This page was last updated on 02/03/2008 . |