
تانگو
در تانگویی که بی تو تنها رقصیدهام
دو قدم پیش و یک قدم پس
با ترس ترس که پس نیافتم
دستها و گردنم موازیی غرور ِ ملایم بر چهره و چشم
با هر حریف به هر طرف
که بچرخم تا تو
تا تانگویی که قرار بود تنها نرقصم
وقتی دستی که باشد نباشد تکیهگاهِ کمرگاه
برای پیچ و تابیدن که سربچرخانم
با قوسی کوتاه به پشت
نباشی خمی خفیف شوی روی سینهام
و با لبخندی بََرم گیری
بَرم گردانی بگردانی بگردیم تانگو
تا نگویی نرقصیدم با هر سازی که لب تر کردی
که تا تواز جای پایم گل ِ نی نی بزند
دو قدم پیش و یک قدم پس
نی نی با پیچکهای دور ِ تنم نی
خزههای روییده ازکفشهات
که لبهایم برگ بپوشند از انتظار
وقتی نمی توانی برقصی
چرا دعوت به رقص میکنی؟
که تا سر ِ زانو ریختهام
در تانگویی که باید تنها با تو که نشد!
در روزی که به دنیا آمدی
دنیا آمد زیر ِ پایم افتاد
که من تنها رقصیده باشم
در تانگویی که نباید
|
|
| © 2005 by Maliheh Tirehgol. |
| To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com |
| This page was last updated on 09/03/2006 . |