|
|
|
علی طبیب زاده

ای
کاش من جای
تو بودم
- چندی
به گوشه ی
عزلت خزيده
اند
- قومی
به اواسطِ
راه ِ قير
گون،
- دستی
به آسمان
- آن
يک به سوگ
نشسته زمان
را
-
چه بی دليل
- وآن
ديگری به
تماشا،
- ميان
مه،
- مبهوت
و پر اميد
- در
قابِ يک
خيال
- رؤيای
يک سوار
- از
پيچ ِ
انتظار
- با
قامت صبور
اساطيری اش
، که باز
- از
پشتِ ريشه
ها
- سر
می زند برون
- هر
کس به طريقی
به دست و پای
- ريسمان
ِ بند و
اسارت
نهاده است
- گردونه
ی زمان،
-
اما به صد
سبب،
- بر
پاشنه ی هر
روزه اش گذر
کند
- فرجام
کار هر يک
ازاين
فسانه ها
- در
راس هر طريق،
- چون
انتها- کلام،
- چشمش
به يک نگاه
- اما
دوباره
-
باز
- شخصی
به صد نياز
- گويد
به ديگری:
- ای
کاش من جای
تو بودم
-
تو جای من!
بالاي
صفحه
|