منصور خاکسار

تک به تک شبیه­اند

دریا
کدام پای قاچ شده را
به ساحل برگردانده است
که همگی در تاریکی
گرد آمده­ایم
تا آب
از اضطراب بیاساید.
 
نگاه کن
چه­قدر انگور از خوشه
جدا مانده است.
شراب­خانه­ای که
همه­ی ابرهای مصروع را در خود حمل می­کند
آه….
سیلوهای خالی
آفتاب بعدی از کدام نواحی سرمی­کشد
با این پرده-دود وحشی
که واحه­ها را پوشانده­ست
خانه را پوشانده­ست
نام­ها را پوشانده­ست
و از صدای وحشت قطع نمی­شود
 
برابرم
 پوستری را در Sepulveda آویزان کرده­اند
غرقه در گل
با فرشتگانی که
از ما
می­خواهند
به تماشا
برویم.
می­گویم:
صف­های موازی را رعایت کنید
و دائم کبریت بزنید
تا آب­زده­ها را
شناسایی کنیم.
 
مهره به مهره
استخوان­ها را بو می­کشم
این کیست؟
می­گوید:
مپرس
تک به تک شبیه­اند
حتا رد ِ پاهاشان تغییر نکرده است
از آبخیزی که رژه­ی گل­ها را متمایز می­کند
مرگ شمردنی نیست.
فقط کیسه­های پلاستیکی را
اضافه کن
درست اضافه کن
از کودک
تا پیر
که با موج می­روید
انگار به مراسم قربانی دعوت شده­ام
با حلولی ناقص
از زندگی
به هنگامی که دقایق خاموشی را
نواخته­اند
تا جهان
میلادی را
شادباش بگوید.

دسامبر 2004

بالاي صفحه

© 2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/03/2006 .