بهروز سيمائی

چراغانی

تاريک بود وقت
هنگامی که ناتمام ماند
اکنون آويخته است    باد
از موج­ها که رفتند    و ماه
در کناره­ها     امشب دوباره ماه
نمی­شود     کناره­ها را بالا  بگيرد
ماهی به آب ماهی رود      آب­ها را
بلغزد           حالا که گرفته است بخت
پنهان است دار     در ساعتی که ماه دوباره
ماه نمی شود     او را می­برند کبود    می بينندش
آبی     ناگهان بندر به روز می­آيد     از تور و بند تا
بندر     بندر به پرده­های سياهش     چراغ­های رنگی
می­آويزد     جار می­زنند     می­خوانند        بندر رها
شده از بند     بند رها شده از تور    تور رها شده در شور
شور رها شده در نور     او را آبی که بود    کبود که هست
آزاد صدايش می­کنند          و در بازار بندر دست به دست
می­گردانند
اين تورها     نه که شور
اين شورها    نه که زخم
اين زخم ها   نه که ماه
اکتبر 2004
تورنتو

بالاي صفحه

© 2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/03/2006 .