غرفهی آخر- نوامبر 2005)

مليحه تيره گل

 

در راستهی وست وود

از کار بیرون آمدم

روز رفته بود

خیابان با غروب و پاييز می رقصيد

يکی پياده شد

زنی از پلههای اتوبوس بالا رفت

قدمهایش درخیابان باقی ماند

دود سيگارم را بدرقهی راهش کردم

خانهاش از پشت دود ظاهر شد

مردی با آرایهای عجیب بر پيشانی

آن جا پشت ميزی نشسته بود

صدایی از دور تا من جلو آمد

ژوپ... ژوپ... ژوپ...

تکیهی دولت

ریتم منظم زنجیر

تقلا...

تقلا در راه

راه... راه... راه...

بيرون که آمدم

تنم تر بود

غروب از خيابان رفته بود

راستهی وست وود اصلاٌ شکل خودش نبود

بايد برای شام خرید میکردم

بسته ها را بايد سبک بگيرم امشب

اکتبر 2000

بالای صفحه

2004 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/16/2016 .