مثل تلویزیونی که مدارش را کج و کوله بستهاند ساعت به ساعت و جا به جا پخش میشود و ذهنم را بیشتر پریشان میکند.
پاره اسکلتی منحصر به ستون فقرات با دهان مرگ و سنگ تابوتی همقوارهی من.
چه وزنهای از دندهی چپم آویزان کردهاند که حتا مویرگِ زیرینِ عضلهی پشت پایم درد میکند.
هر چه را که از سقف عینکم میگذرد طاقباز سایه میزنم نقطه به نقطه و منتظرم تا آن سنگ فرود آید یا این پاره ابری که از خلال توریی پشتِ در چارمین صبح دوشنبهی دیگر را از من پنهان میکند.
|
بالای صفحه
|
|
| © 2005 by Maliheh Tirehgol. |
| To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com |
| This page was last updated on 09/03/2006 . |