شش شعر از

شیما کلباسی

1

وقتی مرد

 

وقتی مرد

گفتند معروف­ترین  معروفه­  مرد

آن­ها اما سگ همسایه، قناری­ی مرده و پسری بودند

که با تصویر ِ زن جلق می زد.

 

2

نه!

 

موها شرشر بوناک اسپرم­های  کشته در هوس

روی میز ضجه دفترچه ای با خط­های کج  و معوج

این مغ معشوقه­ی تازه از راه رسیده­ی من است

که در آینه معلق است و تاب می خورد

ژیژ ژیژ ژیژژیژ ژیژ ژیژ

 

سنگسار

اعدام

نه!

 

3

شام آخر

 

از درد مزمنی رنج می برم

درد بی نوایی

در بساطی که آهش هم اجاره می گیرد

...

 شانزده ساله ای که سنگسار می شود

رختی که آتش می گیرد

زنی که گلو- بریده می شود

 

کسی روضه می خواند

دست­هایی تا آرنج گهی

 سرها را تپاله-حنا می گذارند

 

بفرمایید چایی دوم

قلیانی چاق کنیم

کنار دختران فراری

یا کمی بساط تریاک

 

شام خدمتتون باشیم

سر بریده "کردی"

تن" بهایی" و قطره­ای خون "مجاهد"

ماست و موسیری در پیاله های چشمان "کمونیستی"

سفره ای از خون مردم ایران

شام خدمتتون باشیم

با کمی جسد و جنازه

یا مرده زنده­ی دانشجو

 

بفرمایید چایی دوم

 

سری که میان سرم به گریه می نشیند

سری که میان چشمانم به گریه از پا می نشیند

 

غصه که از گلویم بالا می دود

چشمان سفید

 می شوند عنابی

 

پایی که از رفتن از پا می نشیند.

 

4

در آن­سوی آبی­ی آسمان
زنی در لای لای خاک می نالد
و داستان خیانتش
آکنده از سنگ مرگ

طهارتی مردانه


5
 

پشت پنجره ام سایه­ی سنگسار شدگان

می لغزد و بر روی صفحه­ی رایانه ام

تصویر گریان من

 

6

فاصله

 

بین سرم تا سنگ شما

شاید از سپیدی بین دو موج هم کم­تر باشد

شاید از شرم میان چشمان نرگس­ها هم

نادیدنی­تر

و از زفاف دخترکان 8 ساله هم دردناک­تر

شاید

شاید هیچ نگینی در کیانی هم نباشد

و شاید هم بوده  و مثل دقیقه بین من تا زندگی

رفع شده

مثل غذای حاجت شما نه قضای حاجت شما

تا رفع شود...  تا رفع کند این بار- سنگینی... گمراهی و گناه پاره- پاره  فکر شما

این

سنگدلی­ی شما!

 

بالای صفحه

© 2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/03/2006 .