- پوشش
موقت است؟
- به
رضا
قاسمی و
- «چاه
بابل»اش
- یال
دَمدارِ
عصر
- اسب
را عرق
کرده بود
- زیر
پوستِ تر
- ماهیچه
سفت بود
- که
معرفی میکرد
به ساحل
شکل
دویدن را
- و
معرفی میکرد
شکل
دویدن را
به شکلهای
منقّش
ساحل
- کف
روی شن تن
میکشید
نقشههای
سفید میکشید
- ازهمان
ِگردیی
زرد
تا همین
خط نازک
سرخ
از مدام
مدام
عرق میچکید
-
- سرخی
پرید
- ساحل
به سوسو
رسید
- ماهیچه
هنوز
- زیر
پوست تر
تراوش
میشد وُ
میشد
وُ میلغزید
- صدای
نعل به
دریا میرفت
تا با
دریا
برگردد
هی رفت
وُ هی
برگردید
- جنس
نعل را
دادستان
از
مُهرهای
حاشیه می
پرسید
- شاهد
قسم
خورده
بود
نشسته
بود روی
آن صندلی
و گفته
بود:
دویده
بود
دویده
بود
بر نقشههای
سفید
- دویده
بود
از خط به
دایره
از
دایره به
خط
با
مُهرهای
آهنی
- دادستان
باور
نکرده
بود
- هیأتِ
منصفه به
این جا
رسیده
بود که:
دویده
بود
دویده
بود
تا چروک
پوست و
لَختیی
ماهیچه
- و
از آن جا
به دفن
تا
دوباره
به دنیا
آید
- هیأت
منصفه
این را
ندیده
بود که
موضوع
رأی
دنیا را
از دنیا
پس گرفته
بود
-
- یال
و خیال
- مرا
عرق میکند
در
عصرهای
دَمدار
- و
نعل
- خط
و دایره
را به
تعویق میاندازد
با لغزشِ
پرتراوشِ
ماهیچه
در
غیاباسب
-
- خویشاوندی
ذره ذره
از فراز
زمان؟
- خویشاوندیم
یکدیگر
با ذرههای
مکان؟
- خویش
اتفاق
میافتد
در زمان
و مکان؟