|
|
ملیحه
تیره گل
کنارهی تلخ
- تا بپرسم از
تو
- که آینهی
کولیان
سرکش را
- کِی، کجا، چهگونه
پیدا کردی،
- از کنارهی
تلخ ِ شبانهات
سرک میکشم
- در بریدههای
مهتاب
- بریده بریده
شتک میخوری
بر دیوار و
پا میکوبی ...
- میله و دیوار
- تا
ماه
- به
هم میآیند
- و تو پا میکوبی...
-
- تو پا میکوبی...
پا
میکوبی...
- تا یال و شیهه
- از دیوار و
میله
- گذر میکند
- و در دوردستِ
باد
- میپیچد میپیچد
میپیچد تا
این گریوهی
پرت
- که من بر آن
ایستادهام.
-
- سرک میکشم:
- آینهای در
دست
- از کنارهی
تلخ گذر میکنی
- جاپای زخم،
سیمای وقت
را چرکتاب
میکند
- و شرم زمین --
سُرختاب و
گرم--
- آینهات را
آرام آرام،
از هام ِ مِه
پاک میکند.
- «چرکتاب» که
حتماٌ میکند
- «پاک»؟ نمیدانم
تا کجاها میکند
یا اصلاٌ
نمی ...
اکتبر
1987
بالاي
صفحه
|