غرفه­ی آخر- ژوئن 2005

حسین نوش­آذر

شعر صراحت، شعر برهنگی*

 

زیبا کرباسی در اشعارش از نظر ژرفای نگاه به هستی، به قلمرو شطح نزدیک می­شود. شوریدگی­­ی توام با والایی­ی طبع زنانه که در خارج از جغرافیای وطن از شورش نیز نشان دارد، راه او را به شعریت یک شعر باز می­کند، و ما را به عمق یک نگاه می­برد. از این نظر اشعارش، از ساخت و قوالب جا افتاده دور می­شود. شعر او در یک مفهوم متوسع، شعر صراحت است و شعر برهنگی است. شعر زنی است که بی­واهمه­ از داوری­ی خرده­گیران، به قصد زدودن هر چه آلودگی است، به آب­های خروشنده­ی کلام تن می­سپرد.

بنا بر این، خواننده­ای که به بیماری­ی ادبیات مبتلا نیست، ساده و بی­واسطه با شعر کرباسی اخت می­شود و از شگفت­زدگی­ی شاعر در نگریستن به اشیاء، شگفت­زده می­شود. مهم­ترین ویژگی­ی اشعار زیبا کرباسی در دفترهای پیشین، اما این است که شاعر، در شعر خود به یک تجربه­ی قدسی، که یکسره در ستایش عشق و زندگی است، دست می­یابد. شاعر هر آن چه را که در سویه­ی مرگ و گناه و سرزنش وجدان قرار دارد، محکوم می­کند، و به هر آن چه که از زندگی نشان دارد، رأی می­دهد، و ما را با خود هم­رأی می­کند.

در مجموع، به دلیل یگانگی و یک رنگی­ی شاعر و زنده­کامی و شادکامی­اش، از سروده­های او نوایی عرفانی و آشنا به گوش می­رسد، که هر گاه با رنگی از تجربه­های زندگی و تصویرپردازی­های موجز و دقیق بیامیزد، این استعداد را دارد که نمونه­هایی ماندگار از شعر فارسی را که از تجربه­ی غربت و زیستن در تبعید مشحون است، به گنجینه­ی شعر فارسی بیافزاید.

 

*برگرفته از پایانه­ی دفتر «جیز»، سروده­ی زیبا کرباسی، لندن: فرهنگ فردا، 2002.

عنوان مقاله، پیشنهاد «غرفه­ی آخر» است.

 

بالای صفحه

© 2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/03/2006 .