دربارهی سنگام (3)*

نوشین شاهرخی

noshin.shahrokhi@gmx.net
12.06.2003

سنگام نخستین داستان از مجموعه‌ داستان‌های "خاکستری" است که من چندی پیش آن را در سایت روشنگری معرفی کردم. آدرس آن را برای دوستانی که مایل به‌خواندنش باشند، می‌نویسم:

http://www.roshangari.com/archive/noushin.html

"سنگام" در قالب خاطره‌نویسى نگاشته شده است در فاصله‌ی 9 آگوست 1999 تا 17 دسامبر 2000. این فاصله‌ی زمانی یک‌سال و نیم را دربرمی‌گیرد و این پرش‌های زمانی سبب می‌گردد که خواننده در این فاصله‌ی زمانی نسبتا طولانی، تنها روزهایی را دنبال کند که تنها به یک واقعه‌ی مشخص و البته مهم در زندگی راوی بازمی‌گردد. واقعه‌ای به‌ظاهر بیرونی که آینه‌ی درونی راویست. آینه‌ای که عشق، مرگ، زندگی و حتی مرز مرگ و زندگی در آن منعکس می‌شود و پایان تراژیک آن سایه‌ی محو معشوق مرده بر سنگ سیاه شفاف بار است. مرده‌ای که تاثیرش بر زندگی راوی بیش از زندگان است. مرده‌ای که تنهایی او را حس می‌کند و او را در آغوش می‌کشد. مرده‌ای که به راوی حس عشق می‌بخشد. و راوی در پایان داستان تنها حوصله‌ی این مرده را دارد. در مهمانی زندگان را به‌حال خود رها می‌کند و تنها در مصاحبت معشوق مرده می‌نوشد. گیلاس‌های دیگر نماد خیلی چیزها می‌توانند باشند. شاید نماد دوستانی که مصاحبت معشوق او را رها کرده‌اند و راوی به‌جای آنان نیز می‌نوشد. شاید نماد مردگانی دیگر که به‌شکلی در این شب‌نشینی سهیم‌اند و یا حتی نماد عشق در زندگی‌های بعدی که البته در داستان به‌آن اشاره رفته است و یا نماد خیلی چیزهای دیگر و همین چندمعنایی است که در ذهن خواننده به‌اشکال مختلف بازآفرینی می‌شود.

* برگرفته از: آرشیو سایت بنیاد گلشیری

 
بالای صفحه

2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/16/2016 .