دربارهی سنگام (4)*

محمد رمضانی
ramazani43@yahoo.com

سنگام از نظر تکنیکی داستانی و مضمون داستانی تکراری است. فرم دفتر خاطرات به حدی کهنه و مستعمل است که دیگر کمتر کسی حاضر می‌شود از آن در روایت خود بهره گیرد. همچنین داستان از هیچ نوع تکنیک دیگری نیز استفاده نکرده است. اما من دوست دارم سنگام را از نظر تحلیل شخصیتها بررسی کنم. جذابیت من در این داستان نوع درکی است که شخصا از داستان به دست آوردم. قبل از هر چیز بگویم که معرفی سه شخصیت ساندرا، کتی و مایک در اول داستان به همراه شالپا به ذهنیت خواننده صدمه زده است. شخصآ تا آخر داستان به دنبال این سه شخصیت و تاثیر آنها بر داستان بودم، ولی با پایان داستان فهمیدم که این سه نفر کاره‌ای نیستند و فقط به لطف نویسنده روی ترک دوچرخه سوار شده‌اند تا گشتی بزنند و برای خودشان خوش باشند.

و اما تحلیل شخصیت‌ها. شالپا و راوی از جهاتی به هم شبیه هستند. ۱- هر دو زن هستند. (برخلاف نظر همشهری و هم‌جلسه‌ای خوبم خانم چلبیانی من این را خیلی راحت فهمیدم که راوی زن است. شاید باهوش‌تر از ایشان هستم.) ۲- شوهر هر دو مرده است. (خدا نصیب هیچ زنی نکند. بد دردی است.) ۳- هر سه به سینمای طرف مقابل (راوی به سینمای هند و شالپا به سینمای‌ ایران) گوشه ‌چشمی ‌دارند. ۴- هر دو سه فرزند دارند. هر دو با هم یک دست لباس می‌خرند و هر دو مدتهاست لباس تازه نخریده‌اند. ۵- هر دو زن شرقی و در محیطی دور از میهن خود هستند. ۶- هر دو در یک مکان کار می‌کنند. ۷- و مهمتر از همه هر دو به ازدواجی بعد از مرگ شوهرشان می‌اندیشند. (ما این را از زبان راوی هرگز به طور مستقیم نمی‌شنویم.)
با این اوصاف می‌خواهم نتیجه بگیرم که شخصیتی به نام شالپا وجود خارجی ندارد. راوی زنی است که شوهر خود را از دست داده و علیرغم میل و تمایل به ازدواج مجدد، جرئت لازم برای این کار را ندارد. آنچه او را از این مقصود بازمی‌دارد عوامل بیرونی ‌مانند اعتقادات جامعه، تفکر فرزندان و نبودن امکان و خواستگار نیست. تنها مشکل این است که راوی به‌مانند شالپا علاقه شدیدی به همسر سابقش داشته و نمی‌تواند خود را به ازدواج مجدد فرمان دهد. او برای توجیه خود و غلبه بر وسوسه‌هایش شخصیت خیالی شالپا را به وجود می‌آورد و او را با خود همسان می‌انگارد. راوی مرحله به مرحله زندگی شالپا را پیش می‌برد و او را به ازدواج مجدد فرمان می‌دهد. باشد که به این طریق خود را نیز توجیه کرده جرئت لازم برای ازدواج مجدد را بیابد

راوی در جای جای قصه از زبان شالپا بیان می‌کند که یک زن هندی هیچ منعی برای ازدواج مجدد ندارد و حتی شوهر سابقش نیز به او گفته بوده بعد از مرگ شوهر ازدواج کند. راوی با این بیان می‌خواهد خود را قانع کند که ازدواجش امری طبیعی و حق مسلم اوست.

در میانه داستان شاهد سفر حدودا یک ماهه شالپا به هند هستیم. به واقع شالپایی وجود ندارد که به هند سفر کند. راوی او را به هند می‌فرستد، از خود دور می‌کند تا از افکارش بگریزد. در این یک ماه راوی سعی می‌کند فکر ازدواج را از سر دور کند، اما نمی‌تواند. بعد از یک ماه شالپا از هند می‌آید و فکر ازدواج او دوباره به سر راوی می‌افتد. (به واقع فکر ازدواج خودش به او هجوم می‌آورد. (در روند حوادث مردی نیز پیدا می‌شود و راوی شالپا را به عقد او درمی‌آورد. (به پای هم پیر بشن. انشاالله.) راوی به خانه شالپا می‌رود و در رختخواب شالپا می‌خوابد. توصیف این صحنه بسیار خوب از کار درآمده و نویسنده عزیز توانسته با استفاده از کلمات میل راوی به هم‌آغوشی را به خوبی نشان دهد. راوی شالپا را سر خانه بخت دوم می‌فرستد و به نوعی با این کار به خودش مجوز ازدواج محدد را می‌دهد. او از لحاظ عقلی خودش را قانع کرده است که می‌تواند و حق دارد ازدواج مجدد بکند. اما از نظر حسی چطور؟ از نظر توانایی در فرآیند زندگی چطور؟ این هر دو را بیان کردم، چرا که راوی یا شوهر سابقش را خیلی دوست دارد و نمی‌تواند ازدواج محدد بکند و یا اینکه تمایل شدیدی به ازدواج محدد دارد اما جرئت این کار را در خود نمی‌یابد. به نظر من فرض دوم صحیح است. در هر حال؛ نویسنده با ازدواج شالپا از نظر عقلی به خودش اجازه ازدواج می‌دهد، اما هنوز هم جرئت و جسارت این کار را در خود نمی‌یابد. او با خوابیدن بر بستر شوهر سابق (شوهر سابق خود و شالپا) به یک استمنای روحی می‌پردازد و بعد با خوردن مشروب در تمام لیوانهای موجود، تمام امکانهای زندگیش را به سخره می‌گیرد و همه را به روح شوهر سابقش تقدیم می‌کند. او در پایان می‌پذیرد که در خیال می‌توان شالپا را به خانه بخت فرستاد، او خود در زندگی واقعی هرگز جرئت این کار را نخواهد یافت. این تحلیل من از شخصیتها بود. شاید نویسنده اصلآ چنین قصدی نداشته است.

برگرفته از: آرشیو سایت بنیاد گلشیری

 
بالای صفحه

2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/16/2016 .