دربارهی سنگام (6)*

ماهزاده ‌امیری

داستان سنگام روایت تنهایی خاص زتانه است. مضمونی مکرر همزمان با ورود زنان به عرصه هنر و عمق و بسط آن در عصر کنونی و رویکرد "مرد آرمانی" در ادامه جنبش فمنیستی. یا شاید نمونه مثالی و برابر معادل مذکرش "مرد اثیری" بخوانمش (جه جسارتی!) . نه آن نرینه جانی که یونگ می‌گوید. قسمت مردانه یک زن یا برعکس. مردآرمانی تجلی عصر مدرن و رهتوشه مبارزات برابری‌خواهانه زنانه است. مردی با صفات عالی. که برجسته‌ترین خصوصیتش عادل بودن است. برقراری رابطه‌ایی کاملا مساوی و برابر با جنس مخالفش. مردی مثل همین آقای سان‌جی! با ظاهری آراسته و منشی والا  ( طرفدار برابری حقوق زنان و مردان - هنردوست ورزشکار.

اما جنبه اثیری بودن این مرد! (نکند فقط زنها می‌توانند اثیری باشند!!) مرد اثیری شاید اختراع ذهنیت زنانه من است در تقابل هستی‌شناسی عرفانی مردمدارانه! راستش داستان مرا در یقین این مسئله دچار سرگردانی کرده. سان‌جی مرده ظاهرا". غایبی همیشه حاضر. فضاسازی آخر داستان اصرار دارد که از سان‌جی یک موجود ماورایی بسازد غوطه در خلسه‌ایی از دیدار روح یک قدیس. اما در جای دیگر تعریف‌های شالپا و گرایش تدریجی راوی مفهوم "هیچ مردهء بدی و زنده خوبی وجود ندارد" را می‌دهد. ناپیوستگی معنایی دو مقوله فمنیسم و عرفان در این داستان به اغتشاش فکری خواننده دامن می‌زند. همه استناد من برمی‌گردد به متن. نام داستان هم همین نمود را دارد. فیلمی‌ (سنگام) در سطح نازل رومانتیک در سرزمین پر رازورمز هند. سان‌جی بودایی است و حتمآ مثل همه بوداییان معتقد به بازگشت روح به کالبد دیگر و شروع کارمای تازه. راوی مهاجری است که در آستانه میانسالی تنهاست و هنوز برخلاف پند و نصحیت به دوست بیوه‌اش برای عشقی دیگر خود در پیله بی‌اعتمادی به مردان زنده عمر می‌گذراند. او از میان همکاران مرد غربی که در جامعه‌ایی بر پایه مناسبات بازتر و متعادل‌تر و با شعار برابری و آزادی به سر برده‌اند به مردی هندی‌تبار مرده دل می‌بندد. آیا با این دلبستگی(علارغم آن جمله راوی رتگ بنفش معمولا رنگ مورد علاقه فمنیستهاست- که ضربه دردناکی بر تارک داستان است) خود در گیرواگیر تضاد میان سنت و مدرنیته دست و پا نمی‌زند؟ راوی چرا به سان‌جی دل می‌بندد؟

 سان‌جی مردی کامل و طرفدار فمنیست‌هاست؟ بوداست که در کالبد سان‌جی به آمریکا برگشته؟ (منادی عشق و رهایی انسان از رنج مدام). تنها مردان کامل و شایسته عشق زنان مردانی مرده هستند؟ سان‌جی همان انسان متعادل است با وجوه همطراز عرفانی و مادی؟

من اما راوی را زن شرقی بسیار تنهایی می‌بینم که یه جورایی اسیر نوستالژی است. زنی فمنیست که عاشق ماست و خیار و رنگ بنفش و مرد‌های مرده هندی است. به گمانم نویسنده نتوانسته در داستانش یک تناسب معنایی میان لایه سطحی و زیرین بواسطه کاربرد زبان و نیروی کلمات بیافریند. نقطه وصلی که بتواند وحدتی جهت روند حرکت داستان در اشارات و توصیف صحنه‌ها و در شخصیت‌سازی (خصوصا دراز کشیدن راوی روی تخت و کاربرد جمله "...مرا در در آغوش گرفت" و موقعیت اجتماعی راوی و دوستانش و تعلقات روزمره) خواننده را متقاعد کند که می‌توان به جستجوی بیشتری پرداخت و لذت برد. حرکت ابتدا به انتهای داستان نمی‌رسد. هرچند عشق راوی تدریجا اوج می‌گیرد اما وصل عارفانه در فضای روحانی و تور سفید (کفن) شمع و مجسمه بودا تناسبی با فضای آغازین ماجرا ندارد. فاصله این دو فضا بخوبی محسوس است. به نظر من آخر داستان خود آغاز روایتی دیگر است.

اما در مورد زبان داستان و کاربرد کلمات "ویک اند، مال، و تین ایجری" خب فکر می‌کنم این زبان راوی است که دارد برای خودش می‌نویسد با زبانی که در غربت رایج است. اعتراض ما به نویسنده است یا به راوی؟ خب پس اگر وسواس فارسی‌نویسی و معادل‌سازی داریم باید به جای 9 اگوست هم می‌نوشت 18 مرداد!! و نیز شیوه روایت که اگر درونمایه تنهایی باشد. خب یک آدم تنها معمولا درددل و افکار خصوصی‌اش را در دفتری می‌نویسد و گمانم این است که برگزیدن این شیوه تمهید نویسنده برای تاکید روی مضمون است.

صحبتی با آقای رمضانی عزیز و داستانی که با عنوان "سنگام" نوشته: اگر روایتی که ‌ایشان آورده از همین داستان کنونی است لطفا به من بگویند آن خطوط و کلمات که نشان‌دهنده زندگی راوی است در کجای داستان آمده که من ندیدم. اینکه: سه بچه دارد. شوهرش مرده و.... و اگر استناد به متن است بواسطه چه پاره‌ایی از متن صورت گرفته؟ ممنون می‌شوم بدانم

یه چیز دیگه که با خواندنش دلم گرفت و انگار این معنا را می‌دهد که آقای آرش بنداریان‌زاده که از قضا من همیشه با علاقمندی نظراتشان را می‌خوانم حضور ارزنده‌شان "همین جا تمام شود" (کلام آخر؟) امیدوارم حالا هر دلیلی دارند ما را از حضورشان محروم نکنند. (شاید من بد فهمیدم!) [...]

* برگرفته از: آرشیو سایت بنیاد گلشیری

بالای صفحه

2005 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/16/2016 .