غرفه­ی آخر

سرمقاله­

«جُرعه» یا «غرفه» 

«سایت»، «وبلاگ»، «بلاگ»، «تارنما»، «مجله­ی خانگی»، و اکثراٌ، در قلمرو ادبیات جدی، و چه بهتر! و چه بهتر که فراوان، رنگارنگ، و دست­یافتنی! آن هم در روزگاری که فکر و فهم و ادراک آدمی دستخوش بازی­های زبانی و دستخوش هیاهوی سکوتِ معنا شده است؛ و هجوم تفکر بازار، با سوءاستفاده از تمام دستاوردهای تمدن، دارد هوش و شعور انسان را به سود خود فیلتر می­کند؛ آن هم زمانی که این فیلتر، مخصوص زبان و فرهنگ معینی نیست؛ بلکه با رفتارهایی  ظریف و نادیدنی، دارد سنگ بنای «نظم» خودکامه­اش را در اعماق جان و روان ساکنان «دهکده» کارمی­گذارد.  پس گرامی باد سطـر به سطرِ هر متنی که، در هر سایت و وبلاگ و بلاگ و تارنما و مجله­ی خانگی یا هر نام دیگری، می­روید و می­بالد، تا به نظم موجود بگوید که من از قلب لم­یزرعی که داری می­سازی دانه­ می­رویانم. و اینترنت، این دستاورد علم و تکنولوژی­، به­خصوص، گرامی باد بر خط و ربط  زبان فارسی، که سده­هاست از دَم چشمه­ی زلال گویش خود، تشنه برگشته است.

 «غرفه­ی آخر» هم، مانند دیگر نشریه­های الکترونیکی، با جانی شیفته­ی ادبیات به طور اعم، وادبیات فارسی به طور اخص، رهسپار این راه شده­است؛ با این امید که به اندازه­ی یک «غرفه» (بخوانید «جرعه»)، بتواند «تشنه» را سیراب کند، و نه جلوه­های تشنگی را تکرار کند.  چیستی­های «غرفه­ی آخر» را همین هدف است که رقم زده است؛ چیستی­ها، یعنی نیستی­ها و هستی­هایش را:

نیستی­ها

«غرفه­ی آخر» نشریه­ای «سیاسی» نیست؛ مرزبندی ایده­ئولوژیک ندارد؛ «جهان وطن» نیست؛ «ناسیونالیست» نیست؛ «فمنیست» نیست؛ شناسه­های «درون مرزی» یا «برون­مرزی»، «زیر زمینی» یا «رو زمینی»، «رسمی» یا «غیر رسمی» را به دنبال «ادبیات فارسی» یدک نمی­کشد؛ اصل گرامی­ی «تنوع» را به مسلخ هیچ «ایسم» و «باید»ی نمی­سپارد، یعنی، زال/ فرزندِ متفاوتِ ادبیات را به قله­ی قاف تبعید نمی­کند؛ «غرفه­ی آخر» به معنای «حرف آخر» هم  نیست؛ مدعی­ی کاری استثنائی هم نیست.

هستی­ها

«غرفه­ی آخر» نشریه­ای ادبی/ سیاسی/ اجتماعی/ فمینیستی است. یعنی «نه گفتن» به قدرت­های عینی و ذهنی­ی خودکامه را، البته و صد البته با زبان «هنر»، دلیل وجودی­ی خود می­داند؛ خواه این «قدرت»، سیاسی باشد، مانند سرکوبگر تنوع اندیشه،  زبان، مذهب، نژاد، و فرهنگ؛ خواه فرهنگی و جامعه­شناختی باشد، مانند یکه­تازی­ی «پیر و مرشد و مراد»؛ خواه معرفت شناختی باشد، مانند سرکوب و ستم جنسی؛ یا خواه قدرتی باشد هستی­شناختی، ماننـد مرگ. و این، یعنی که «غرفه­ی آخر»،  روبه­روی مدعی­ی «حرف آخر» است؛ و حرمت «بزرگ­تر» را هم زمانی می­گزارد، که بزرگ­تر (از هر سنخی که باشد)، رویش و هستی­ی مستقل «دیگری» را در کنار پیکر ستبر خود باور کند.

شرایط و روش کار

1) از آن رو که «غرفه» دار، زبان­های اقوام دیگر ایرانی را  نمی­داند، وطنِ «غرفه­ی آخر» زبان «فارسی» است، حال از هر زبانی که به فارسی برگشته باشد.

2) «غرفه­ی آخر»، به قلمروهای شعر، داستان، نقد و پژوهش­، ترجمه به فارسی، گفت­وگو، معرفی­ی کتاب، معرفی­ی نویسندگان و شاعران اختصاص دارد.  

3)  مطالب «غرفه­ی آخر» شامل قانون «حق مؤلف» است، و بازچاپ آن­ها یا با لینک یا با ذکر مأخذ آزاد است.

4)  بازتاب­ها را جدی می­گیرد و آن­ها را منعکس می­کند؛ مگر آن که بازتاب­ دهنده خود را «جدی» نگرفته باشد. 

5) آثاری را برای انتشار می­پذیرد که با نرم­افزار «وُرد»، و به دبیره­ی «جدانویسی» تایپ شده باشند.

6)  برای تداوم، نیازمند یاری­ی یاران است، هم در زمینه­ی ارسال اثر و هم در زمینه­ی پیشنهاد.

7) «غرفه­ی آخر»، به یاری­ی دانش و مهارت­های فنی­ی عزیز عطایی (در کار «وب») هستی یافته است.

سردبیر و ویراستار
ملیحه تیره­ گل
 سنت لوییس- میزوری
12 نوامبر 2004

بالاي صفحه

© 2004 by Maliheh Tirehgol. 
To Editor: ghorfeh@mtirehgol.com For Technical Support: techsup@mtirehgol.com
This page was last updated on 09/03/2006 .